تبليغاتX
آمستريس
آمستريس

به پا خیزیم ایرانی

 

به نام خداوند جان و خرد

 

شماره : 108                                   تاریخ : 1/2/1387

 

از : انجمن ایرانیان بیدار                               به : ملت سرافراز ایران

 

موضوع : اعتیاد نه!

 

با عدم استفاده از هرگونه مواد مخدر و یاری به دوستان، اقوام و هموطنان در ترک این جنگ افزاز دشمن شاد کن ملت ایران (دولت آخوندی و کشور های استعمارگر و بیگانه) گامی بزرگ در آزادی کشور سترگمان ایران از چنگال دژخیمان برخواهیم داشت.

 

آری هموطن با کشیدن مواد مخدر، علاوه بر آسیب رساندن به خود و خانواده، از فهم بلاهایی که بر سر کشور پدریمان ایران می آید، بدور خواهیم بود و یا در صورت فهم توانایی حرکت و پاسخ نخواهیم داشت و همینطور با داشتن آتو از ما در این مورد، در هر اقدامی با برچسب معتاد، به راحتی ما را سرکوب و در چشم جهانیان کوچک نشان خواهند داد و...

 

پس از هم اکنون، نه فردا، آری فردا دیر است، از هم اکنون از این مواد خانمان سوز حتی به صورت تفریحی پرهیز نماییم تا مشتی محکم بر دهان دولت آخوندی و کشورهای استعمارگر خارجی بکوبیم و در آزادی کشورمان گامی بزرگ برداریم.

 

وشما هموطن که بدلیل نداشتن کار و نداشتن درآمد برای سپری کردن زندگی و تهیه نان شب خویش و خانواده اقدام به تهیه و فروش این مواد خانمان سوز می نمایید و البته با جان ونام خویش و دیگر هموطنان و کشورمان ایران نیز بازی می نمایید، می توانید با درآمدی کمتر و زحمتی بیشتر، بدون ترس و ایجاد سرافکندگی برای فرزندانت، با غرور و سربلندی شغل دیگری برای خویش انتخاب و با ما در آزادی و اقتدار ملت و کشورمان ایران سهیم گردید و از بار گناهان خود بکاهید.

 

پس همه با هم برای آزادی ایران، به هرگونه مواد مخدر نه! می گوییم و با این نه! به دولت آخوندی نیز نه! می گوییم.

 

نه! گفتن به مواد مخدر، مساوی است با نه! گفتن به رژیم فاشیسمی مذهبی آخوندی

 

اعتیاد نه! = دولت آخوندی نه!

 

دوباره می سـازمت وطن، اگرچه با خشـت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم، اگرچه با استخوان خویش...

                                             

و در آخر برای آن دسته از هموطنان که تا کنون با انجمن ما آشنایی نداشته اند یک بار دیگر منشور اندیشه ی انجمن را بازگو مینماییم:

 

۱.  حفظ تمامیت ارضی ایران زمین.

۲.  برابری قومی، جنسی، دینی و جدایی دین از سیاست.

۳.  آزادی اندیشه، بیان، قلم و نبودن زندانی سیاسی.

۴.  رشد و توسعه فرهنگ، ادب و هنر غنی ایرانی و پاکسازی فرهنگ آلوده و خرافاتی بیگانه.

۵.  ایجاد یک کشور مستقل، مقتدر، با ثبات، امن و ایجاد پیوند دوستی با تمام ملت های جهان.

۶.  پیشگام یا همگام نمودن کشور سترگ ایران با جهان روز از لحاظ علمی، صنعتی،نظامی، فرهنگی و افتصادی.

 

آری هموطنان، ما جمعی از ایران دوستان واقع در ایران هستیم که بدون هیچ گونه وابستگی با کشورهای بیگانه، برآنیم با همت خود و یاری شما هموطنان گرامی بکوشیم و کشورمان ایران و مردمان آنرا از چنگال این دژخیمان نجات دهیم.

وخلاصه آنکه ما برآنیم تا فرهنگ غنی ایرانی را باز در ایران بازسازی نماییم و چون ؛کورش بزرگ آن ابرمرد تاریخ بشریت؛ آزادی، برابری و دوستی را در ایران نهادینه نماییم و چون وی پرچم دار صلح و آشتی با تمام اقوام جهان با هر فرهنگ و اندیشه ی دینی باشیم.

و چون ؛اشو زرتشت، آن پیر خرد؛ پندار، گفتار و کردار نیک را در ایران جاری سازیم.

البته این کار عملی نخواهد بود مگر با همت، یاری و همبستگی هر چه بیشتر از پیش ما مردم ایران.

 

و ما اتحاد خود را با تمام نیروها و گروه های ایراندوستی که همانند ما هیچگونه وابستگی با دولت های خارجی نداشته و برآنند که ایران را از چنگال این دژخیمان نجات داده و منشور فکریشان با ما یکی می باشد اعلام نموده و کار در حال حاضر ما تا مراحل بعدی آزادی وطنمان ایران، دادن آگاهی به یکدیگر و ایجاد همبستگی هر چه بیشتر از پیش می باشد و همچنین مبارزه با مواد مخدر و گفتن نه! به اعتیاد می باشد.

پس شما نیز با ما همراه و همکار شوید و اگر می توانید با پخش این شب نامه ها از هر روشی که خودتان می توانید  و می دانید از قبیل همین شب نامه را کپی یا سی دی کردن و حداقل به 2 خانه پخش کردن، بلوتوث کردن در گوشی ها، ایمیل کردن و یا پخش در چت روم ها یا وب سایت ها و وبلاگ ها، در مجموع به آزادی وطنتان ایران یاری رسانید.

و تنها همدلی و یاری شما با ما به معنای عضویت شما در این انجمن می باشد و نیازی نیست کسی را بشناسید یا کسی شما را بشناسد و به این ترتیب از امنیت جانی بیشتری برخوردار خواهید بود.

 

نه! گفتن به مواد مخدر، مساوی است با نه! گفتن به رژیم فاشیسمی مذهبی آخوندی

 

اعتیاد نه! = دولت آخوندی نه!

 

پیروز باشید و سرافراز و پاینده ایران همیشه جاودان

 انجمن ایرانیان بیدار

۱/۲/۱۳۸۷ 

 

منتظر شما ایرانیان هستیم

این هم آدرس ها:

http://iranianebidar.blogfa.com/

http://ddno.blogfa.com/

 

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:22 توسط آمستريس |

تـیـر ماه

 

تـیـر ماه

یكم تـیر/ اورمزد روز   جشن آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشیدن به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری (  جشن میانه بهار). برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب‌پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می‌شود.

ششم تیر/ خرداد روز   روز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» كه امروزه بسیار ناشناخته مانده است. شاید به مناسبت شكوفا شدن گل‌های نیلوفر در اوایل تابستان باشد.

سیزدهم تیر/ تیر روز   روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشن‌های ایران‌باستان در ستایش و گرا‌می‌داشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی)، ستاره باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستاره آسمان كه در نیمه دوم سال و همزمان با افزایش بارندگی‌ها در آسمان سرِ شبی دیده می‌شود.

این جشن در كنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سالِ پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی كه با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان/ آب‌پاشان/ سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیوا‌تیر» منسوب شده است. بیرونی و همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یكی از جاودانان ایرانی یعنی كیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای، دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این در سیزدهم فروردین‌ ( سیزده‌بدر) و سیزدهم مهر نیز برگزار می‌شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی را برگزار می‌كنند كه برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.

پانزدهم تیر/ دی به مهر روز   جشن خام‌خواری یا به روایت بیرونی «عمس (غفس؟)‌ خواره» در سُـغد باستان و دوری گزیدن از خوراك حیوانی و پختنی‌ها. در تقویم سغدی برابر با پانزدهمین روزِ ماه «بساكنج».

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:56 توسط آمستريس |

تیر یشت

 

نیایش‌نامه درخشان‌ترین ستاره آسمان

رضا مرادی غیاث آبادی

خوشا به شما ای آب‌ها و ای گیاهان! خوشا به شما ای سرزمین‌ها! اینـك آب‌ها روانند در جـویـباران شـما؛

روانند به سوی كشتزاران شما، كشتزارهایی با بذرهای درشت‌دانه؛ روانند به سوی چـراگـاه‌هـای شما، چراگاه‌هایی با بذرهای ریـزدانـه.

 

تِـشْـتَـر یشت كه تیشْـتَـر یشت و تیر یشت نیز نامیده می‌شود، هشتمین یشت اوستا است. این یشت در بزرگداشت و ستایش پر فروغ‌ترین و درخشان‌ترین ستاره آسمان كه همانا ستاره «تِشْتَر» باشد، سروده شده و یكی از دلكش‌ترین بخش‌های اوستاست.

تشتر یشت دارای 16 بخش یا كرده و 62 بند است. اما بسیاری از این بندها در دوره‌های جدیدتر به متن اصلی افزوده شده‌اند. افزوده‌های احتمالی جدیدتر عبارتند از بندهای 1 تا 29، 41، 62، 71 تا 129، 139 تا 142، 152؛ و نیز افزودگی‌هایی در بندهای 54، 56، 155، 157، 158.    

ستاره «تِشْـتَر» نام‌های گوناگونی دارد: «شباهنگ»، «شِعرای یمانی» و «تیـر» كه این نام اخیر به سیاره «عُطارِد» نیز گفته می‌شود. «تِشْـتَر» پُر نورترین ستاره آسمان است و در صورت فلكی «سگ بزرگ» (كَلب اكبر) قرار دارد.

امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در مردادماه اتفاق می‌افتد. اما در زمان سرایش تیر یشت، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در حدود اوایل تابستان بوده است كه نام ماهِ «تیر» نیز از همین واقعه گرفته شده است. این ستاره مانند دیگر ستاره‌های آسمان، هر شب مقداری بالاتر می‌آمده است تا اینكه در میانه‌های بهار در افق غربی فرو می‌رفته و از دیده پنهان می‌شده است. به دلیل اینكه بالا آمدن ستاره «تِشْـتَر» با افزایش بارندگی و پایین رفتن این ستاره با كاهش بارندگی توأم بوده است، بین این ستاره و بارندگی‌های فراوان ارتباطی احساس شـده است كـه در سراسر این یشت به این باور اشاره شده است....


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:50 توسط آمستريس |

جشن تیرگان

 

جشن تیرگان

( از دیدگاه اختر باستان شناسی)

نبرد تِشتَر و اَپوش در آسمان ایران‌ زمین

رضا مرادی غیاث آبادی

ایجاد شرایط آب‌وهوایی گرم و خشک و سال‌های کم‌باران در فلات ایران به ویژه در حدود چهار هزار سال پیش موجب پیدایش برخی باورهای کیهانی در دوران باستان شده است. در نمونه‌ای از این اعتقادها، ستاره «تِـشتَـر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی) ستاره باران‌آور دانسته شد و ستاره «اَپوش» (اَپَـئوشَـه/ قلب‌العقرب) دیو خشکسالی و از بین برنده آب‌ها و هماورد تشتر بشمار آمد. در «تشتر یشت» اوستا که به راستی یکی از کهن‌ترین نمایشنامه‌های بشری است، به روشنی نبرد تشتر و اپوش گزارش شده است. در این نبردها، گاه پیروزی از آن تشتر و گاه از آن اپوش است.

 پرسش اینجا است که چه رویدادی در آسمان موجب پیدایش چنین باورهایی در میان مردمان شده است؟ برای پاسخ باید ابتدا اندکی با این دو ستاره و زمان‌های طلوع و غروب سالانه آنها آشنا شویم.

ستاره تشتر (شباهنگ) ستاره‌ای سپیدفام و پرنورترین ستاره سراسر آسمان است و در صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) قرار دارد. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در عرض‌های جغرافیایی میانه ایران زمین، در اوایل مردادماه اتفاق می‌افتد؛ اما در حدود چهار هزار سال پیش، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اوایل تیرماه یا آغاز تابستان بوده است و نام ماه تیر (گونه دیگری از تشتر) نیز از همین واقعه برگرفته شده است. (واژه «مرداد» به همینگونه درست است و نگارش آن به شکل «امرداد» لازم نیست. در شاهنامه فردوسی، نوشتارهای ابوریحان بیرونی و در سراسر متون ادبیات فارسی، این نام بگونه «مرداد» نوشته شده و تصور نمی‌کنم که ما بیش از فردوسی، بیرونی و دیگر تاریخ‌نگاران بزرگ ایران، به زبان فارسی تسلط و از آن آگاهی داشته باشیم. دستکاری‌های دلبخواهی در زبان فارسی، علاوه بر اینکه به سیر تاریخی تطور زبان و واژگان آسیب می‌رساند، این پرسش را نیز پیش می‌آورد که اگر لازم است واژگان به شکل دیرینه آن تلفظ شوند، پس از چه روی اصراری در نگارش  نام‌ زرتشت بگونه زرئوشتره، اردیبهشت بگونه ارته‌وهیشت و بهمن بگونه وهمن، وجود ندارد؟ بجز این، در صورتی که اصرار برای نگارش کهن این نام وجود داشته باشد، چرا بجای  تلفظ پهلوی آن، از واژه اوستایی و درست‌تر آن یعنی «امرتات» استفاده نمی‌شود؟) .......


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 17:38 توسط آمستريس |

عزاداري ماهيگيران خليج فارس در كنار دُرّ يتيم خليج فارس

 

عزاداري ماهيگيران خليج فارس در كنار دُرّ يتيم خليج فارس

عبدالحمید ماهینی – ماهيگير بوشهري

 

روزی که اعلام شد کتیبه ای که سند گوياي خلیج فارس است را در جزیره ي خارگ از زیر خاک در آورده اند، منهم مثل هزار ایرانی وطن دوست بسيارخوشحال و شادمان شدم.

زمانی که خلیج فارس مرا به خود فرا خواند درست سیزده سالم بود. مرا گفت آيا می خواهی رزق و روزي ات را از من بگیری؟ قصه من قصه هزاران هم وطن دیگر در ساحل زیبایش بوده که غم نان را با غم آثار گذشتگان، پدران و مادران دوش بدوش برده اند تا ضمن ارتزاق حافظه ي موج در موج خليج فارس باشیم  و چه بار امانتی از این بالاتر که سالم به دست ما سپردند تا به دست فرزندانشان  در ایران زمین بسپريم. ای آرامش دهنده آلام ما هر دفعه که به قصد تو به دریا می آمدم تا رزقم بدهی، ساعت ها نشسته و با تو درددل می كنم چرا اکنون چنین شده است که مشتی یاوه گر بر تو نامی مجهول و بی هویت نهند؟! خلیج همیشه فارس اين که در تو بوده ام و در تو بمیرم افتخاری است که آبا و اجداد بنده به من آموخته اند.

خلیج فارس مهربانم در تو جزایری از ورای تاریخ آرمیده اند که هر یک برگ سبز زرینه بر قاموس طبیعت به نام ایرانی، همه جاست مردماني كه ضمن حراست و حفاظت تو به امرار معاش مشغول بوده اند  و اکنون نیز، مخصوصا  دُرّ يتيم خليج فارس يعني جزيره ي خارگ. این سال ها به هر بهانه ای به خارگ می آمدم و می رفتم به زیارت میر محمد دریا نشین سری به آثار باستانی آن، چاه های آب تراشیده و صیقل داده و کانال آب کهن و چند جای با ارزش دیگرش می رفتم و از زحمات پدران خود چه قدر خجل می شدم که در آن تنگنا ها، با چه صبری و طاقتی دل در گرو ماوا و عظمت خلیج فارس داده بودند، پدرانی که آن بیابان خشک با سنگ های مرجانی اش را می شکافته اند تا به آبادانی آب برسند، مایه ي حیات صیادانش، کشتی نشستگانش، سربازانش، و مرزداران دلیر و بي ريايش که یکی از آن چاه آب های کهن تا همین اواخر آب شرب جزیره نشینان را تامین می كرد و هر کشتی و جهازی برای بارگیری آب و آذوقه با دست پر از جزیره بر مي گشته است.

خارگ عزیز، این اثر تازه یافت شده، آن کتیبه ي ارزشمند که همه وطن دوستان را به وجد آورد و در این بحبوحه و های هوی یک مشت آدم بي هویت، که با دلارهای نفتی تازه به دوران رسیده اند، مشتی محکم بود بر دهان یاوه گویی آن ها، هر چند در ازمنه ي تاریخ از کانال سوئز تا یمن و سوریه و بهمان و فلان اسنادی بر هویت  خلیج فارس است.

خارگ عزيز، آن روز که ديلم و کلنگ و میل کارگران با صدای بلند بلدوزری نعره کشان آثارت را تار و مار می کرد تا لوله های نفتی این طناز فتنه گر در تو بکارند، چه كشيدي؟

اكنون باز عزادار تخريب اثر تاريخي ديگري از وجودت هستيم كه ما وطن دوستان ايراني را در غم نشانده است. كتيبه اي هخامنشيان كه چون جان دوستش داشتيم.

اکنون استدعاي پیدا نمودن مجرم ومزدوری است تا ارباب نظاره گر بر حيای خود را تحویل دهد. حرف این پیرمرد ماهیگیر این است: همان طور که براي حفظ گنجينه ها و دفينه هاي زر و سیم  باستانی قیمتی تعصب به خرج مي دهيد، در اين خصوص هم قدري تعصب و پيگيري كنيد، آیا روا بود آن کتیبه گرانبهای تاریخی و هویتی در این مقطع از تاریخ  که های هوی بي هويتان، گوش فلک را کر کرده، آن را همان مکان بگذارید؟ چرا آن را به جای امنی حمل نكرديد تا به بهترین وجه از آن نگهداری شود نه این که در معرض باد و باران و شرجی و دست غارتگران مخرب بگذارید.

دست اندرکاران معظم، چرا شما که نمی توانید از آثار به دست آمده به درستی محافظت نمايید، آن را دوباره به زير خاک نمی فرستید تا نسل های آینده به آن ها رسیدگی نمایند. ما که لياقت نگه داشت و پاسداشت ابنیه و آثار ابا و اجداد خود نداریم، لااقل اعلام نمايیم ای آینده گان و ای فرزندان ایران زمین شما این کاررا  انجام دهید. نمی دانم بعضی ها چه ضدیتی با تاریخ و گذشته خود دارند.

در این باره به جناب آقای دشتی مديركل ميراث عرض نمایم که نمی دانم حرف آقاي غیاث آبادی که از نزدیک آن اثر را دیده و دل سوزانده باور کنیم یا جناب عالی که نقل قول باستانشناسان فرستاده شده را که گواهی آوردید. هر چند عکس های نسیم جنوب از آن کتیبه خود به تنهایی گویای واقعیت است، جناب آقای دشتی آب سرد بر دل آتش گرفته بنده نوعی نریزید که این آتش خون گرفته را خاموشي نیست. به قولی دم خروس از قبل پیدا بوده است این حرف های دل خوش کنك شاید امروز مسکنی باشد ولی شاید به اندازه یک طلوع  تا غروب آفتاب دوام نیاورد و همه چیز عیان عزاي یک ماهیگیر پیر است که دل در گرو تاریخ کهن سپرده  که جهانیان در حسرت آن بعضا به حسادت نظاره گرند يا غافل تخریب هم چو کتیبه هایی هستند، ای کاش همان روز اول ترتیب اثری می دادید تا آن کتیبه به جایی مطمئن حمل شود.

در پایان ضمن تشکر از کلیه ي دلسوزان هم وطن در این باره از جناب نماینده ولایت فقیه و امام جمعه معظم، استاندار و نمایندگان عزیز مجلس، جناب فرماندار دلسوز  بوشهر و از کلیه نشریات استان بوشهر خصوصا از نشریه محترم نسیم جنوب وکلیل الرعایا این ملک که به حق سهم بزرگی در احقاق حقوق استان از بدو تولد تا کنون ایفا نموده است، مصرانه خواستار پیگیری اين جنايت تا حصول نهایی نتیجه مي باشم.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:21 توسط آمستريس |

متن کامل سنگ ‌نبشته داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در بيستون

 

کتیبه داریوش هخامنشی در بیستون

 

متن کامل سنگ ‌نبشته داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در بيستون

کتیبه داریوش بزرگ در بیستون

متن کامل

رضا مرادی غیاث آبادی

برگرفته از چاپ سوم كتاب كتيبه داريوش بزرگ در بيستون (1384) از همين نگارنده

 

ستون يكم

 بند 1    سطرهاي 1-3      مـن «دارَيَـوَئـوش» (داريوش)، شاه بزرگ، شـاه شاهـان، شـاه در «پـارسَـه» (پارس)، شاه سرزمين‌ها، پسر «وِشتاسَپه» (ويشتاسپ)، نـوة «اَرَشامَـه» (اَرشام)، هخامنشي.  

بند 2   3-6           داريوش شاه گويد: پدر من ويشتاسپ، پدر ويشـتاسـپ اَرشـام، پـدر اَرشـام « اَري‌يـارَمـنَـه» (آريـارَمـــنَـه)، پدر آريـارَمنَـه «چِـش‌پِـش» (چيش‌پيش)، پــدر چيش‌پيش «هَـخامَـنِش» است.

 بند 3  6-8          داريوش شاه گويد: از اين رو ما هخامنشي ‌ناميده مي‌شويم. ما از ديرباز بزرگ بوده‌ايم. از ديرباز دودمان ما شاهي بود.

 بند 4     8-11        داريوش شاه گويد: هشت تن از دودمان ما پيش از اين شاه بودند. من نهمين آنها هستم. ما پشت در پشت (در دو شاخه ؟) شاه بوده‌ايم.

 بند 5     11-12        داريوش شاه گـويـد: من بخواست «اَئـورَمَـزدا» (اهورامزدا) شاه هستم. اهورامزدا شاهي را به من داد..........

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:39 توسط آمستريس |

در باره کتیبه داریوش بزرگ در بیستون

 

در باره کتیبه داریوش بزرگ در بیستون

رضا مرادی غیاث آبادی

برگرفته از پیشگفتار چاپ سوم كتاب كتیبه داریوش در بیستون (1384) از همین نگارنده

راهی كه امروزه شهرهای همدان، كنگاور، كرماشان (كرمانشاه)، سرپل‌زِهاب، قصرشیرین و خسروی را به سرزمین میاندورود (بین‌النهرین) پیوند می‌دهد؛ همان راه باستانی چند هزار ساله است كه سرزمین‌های خاوری و میانی ایران‌زمین را به سرزمین‌های باختری و به بابل و نینوا و دیگر شهرهای میاندورود پیوند می‌داده است. این راه در 30 كیلومتری كرمانشاه، دشت خرم بیستون و دامنه كوه «پَـرو» را در می‌نوردد. این خرمی بیش از هر چیز وامدار رود خروشان گاماسیاب و چشمه باستانی همیشه جوشانِ بیستون می‌باشد. در درازای این راه و به ویژه در بیستون، یادمان‌های باستانی فراوانی به چشم می‌خورد كه نشانه رویكرد ویژه پیشینیان به این سامان بوده است.

نام بیستون

واژه «بیسْـتون» (كه امروزه به اشتباه «بیسُـتون» گفته‌ می‌شود) در زمان هخامنشی و شاید پیش از آن، بگونه بَـگَـستانَـه/ بَـغَـستانَـه (= جایگاه خدا) و در زمان‌های بعدی به گونه‌های «بِـهیسـتان/ بیسْـتون/ بـاغـستان/ بُـستان» تغییر حرف و آوا داده است. آنگونه كه از نوشته‌های «دیودور سیسیلی» تاریخ‌نویس یونانی (سده نخست پیش از میلاد بر می‌آید؛ در زبان یونانی آنرا به شكل بَـغیستانن می‌شناخته‌اند. این نام در آثــار جغــرافیا‌نویسان پس از اســلام و نیز با اقتباس آن، در زبـان‌ انـــگلیسی و بعضــی دیگر از زبان‌های اروپایی، به گونه تلفظ پهلوی آن یعنی بِـهیستون شناخته شده است....


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:2 توسط آمستريس |
درباره وبلاگ

آینده از آن ملتی است که گذشته خود را می شناسد.

به وبلاگ آمس تریس خوش آمدید.
منتظر نظرها و انتقادهای شما عزیزان هستم .
با تشکر آمس تریس (آمس تریس شهبانوی خشایارشا)

آخرين نوشته ها
به پا خیزیم ایرانی
تـیـر ماه
تیر یشت
جشن تیرگان
عزاداري ماهيگيران خليج فارس در كنار دُرّ يتيم خليج فارس
متن کامل سنگ ‌نبشته داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در بيستون
در باره کتیبه داریوش بزرگ در بیستون
خلاصه ای ازكتيبه‌هاي شاهان هخامنشي
گوی بالدار
تخریب و نابودی سنگ‌نبشته خارک
تخت جمشید انجمن قانون گذاری جهان باستان
سنگ‌نبشته خارک
یادداشت‌های خارک
جشن ارديبهشتگان
تمام اقوام غیرفارسی ‌زبان ایران ریشه ایرانی دارند
اردیبهشت ماه
تخت‌جمشید و ویژگی‌های تقویمی و گاه‌سنجی آن
در جواب یکی از دوستان - آذربایجان « آتورپاتگان »
انسان در ایران
خليج فارس
دریاچه باستانی پاسارگاد
فواید افزایش رطوبت
ایران زمین
جشن زنانه سيزده بدر
داستان زایش زرتشت
زادروز اشوزرتشت
فروردین ماه
آيين برافراشتن درفش كاويانی
نوروز مبارك
ماهی قرمز نوروزی
پيوند وبلاگ
نسترن
آمستريا آريايي
اگه میهن پرستی بیا 2
سايت مخصوص سپندارمذگان
مهر خورشید
خاندان پهلوي
چكاچك
كوروش جاويدان
آيين مهر
گارد جاویدان
جاودانان
دخت ايران زمين
پان ايران
تاريخ ايران
هم ميهن
به پاخیزیم(امید آزادی)
زرتشت و ايران
ايران دخت
کوروش و آزادی
فرزند زمین
کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان تهران
پيام آور آريايي
پارسينا
هموطن بیدار شو
دختر آتش
وطن پرنده پر در خون
ايران سرزمين خورشيد
پرشين
كوروش ، شهريار روشنايي ها
سرباز هخامنشي
ایران سرزمینم
دیدی نو و حرکتی تازه
تغییر برای برابری
خلیج همیشه پارس
ایران قلب ایرانیان
فردای نارنجی
پژوهشگر آريايي
پارس آناهید
دختر ایران زمین
شادی نزدیک است !!!
پسری از نسل زرتشت
آتشکده
نوشته هاي محمد جواد عبدي