عزاداري ماهيگيران خليج فارس در كنار دُرّ يتيم خليج فارس
عبدالحمید ماهینی – ماهيگير بوشهري
روزی که اعلام شد کتیبه ای که سند گوياي خلیج فارس است را در جزیره ي خارگ از زیر خاک در آورده اند، منهم مثل هزار ایرانی وطن دوست بسيارخوشحال و شادمان شدم.
زمانی که خلیج فارس مرا به خود فرا خواند درست سیزده سالم بود. مرا گفت آيا می خواهی رزق و روزي ات را از من بگیری؟ قصه من قصه هزاران هم وطن دیگر در ساحل زیبایش بوده که غم نان را با غم آثار گذشتگان، پدران و مادران دوش بدوش برده اند تا ضمن ارتزاق حافظه ي موج در موج خليج فارس باشیم و چه بار امانتی از این بالاتر که سالم به دست ما سپردند تا به دست فرزندانشان در ایران زمین بسپريم. ای آرامش دهنده آلام ما هر دفعه که به قصد تو به دریا می آمدم تا رزقم بدهی، ساعت ها نشسته و با تو درددل می كنم چرا اکنون چنین شده است که مشتی یاوه گر بر تو نامی مجهول و بی هویت نهند؟! خلیج همیشه فارس اين که در تو بوده ام و در تو بمیرم افتخاری است که آبا و اجداد بنده به من آموخته اند.
خلیج فارس مهربانم در تو جزایری از ورای تاریخ آرمیده اند که هر یک برگ سبز زرینه بر قاموس طبیعت به نام ایرانی، همه جاست مردماني كه ضمن حراست و حفاظت تو به امرار معاش مشغول بوده اند و اکنون نیز، مخصوصا دُرّ يتيم خليج فارس يعني جزيره ي خارگ. این سال ها به هر بهانه ای به خارگ می آمدم و می رفتم به زیارت میر محمد دریا نشین سری به آثار باستانی آن، چاه های آب تراشیده و صیقل داده و کانال آب کهن و چند جای با ارزش دیگرش می رفتم و از زحمات پدران خود چه قدر خجل می شدم که در آن تنگنا ها، با چه صبری و طاقتی دل در گرو ماوا و عظمت خلیج فارس داده بودند، پدرانی که آن بیابان خشک با سنگ های مرجانی اش را می شکافته اند تا به آبادانی آب برسند، مایه ي حیات صیادانش، کشتی نشستگانش، سربازانش، و مرزداران دلیر و بي ريايش که یکی از آن چاه آب های کهن تا همین اواخر آب شرب جزیره نشینان را تامین می كرد و هر کشتی و جهازی برای بارگیری آب و آذوقه با دست پر از جزیره بر مي گشته است.
خارگ عزیز، این اثر تازه یافت شده، آن کتیبه ي ارزشمند که همه وطن دوستان را به وجد آورد و در این بحبوحه و های هوی یک مشت آدم بي هویت، که با دلارهای نفتی تازه به دوران رسیده اند، مشتی محکم بود بر دهان یاوه گویی آن ها، هر چند در ازمنه ي تاریخ از کانال سوئز تا یمن و سوریه و بهمان و فلان اسنادی بر هویت خلیج فارس است.
خارگ عزيز، آن روز که ديلم و کلنگ و میل کارگران با صدای بلند بلدوزری نعره کشان آثارت را تار و مار می کرد تا لوله های نفتی این طناز فتنه گر در تو بکارند، چه كشيدي؟
اكنون باز عزادار تخريب اثر تاريخي ديگري از وجودت هستيم كه ما وطن دوستان ايراني را در غم نشانده است. كتيبه اي هخامنشيان كه چون جان دوستش داشتيم.
اکنون استدعاي پیدا نمودن مجرم ومزدوری است تا ارباب نظاره گر بر حيای خود را تحویل دهد. حرف این پیرمرد ماهیگیر این است: همان طور که براي حفظ گنجينه ها و دفينه هاي زر و سیم باستانی قیمتی تعصب به خرج مي دهيد، در اين خصوص هم قدري تعصب و پيگيري كنيد، آیا روا بود آن کتیبه گرانبهای تاریخی و هویتی در این مقطع از تاریخ که های هوی بي هويتان، گوش فلک را کر کرده، آن را همان مکان بگذارید؟ چرا آن را به جای امنی حمل نكرديد تا به بهترین وجه از آن نگهداری شود نه این که در معرض باد و باران و شرجی و دست غارتگران مخرب بگذارید.
دست اندرکاران معظم، چرا شما که نمی توانید از آثار به دست آمده به درستی محافظت نمايید، آن را دوباره به زير خاک نمی فرستید تا نسل های آینده به آن ها رسیدگی نمایند. ما که لياقت نگه داشت و پاسداشت ابنیه و آثار ابا و اجداد خود نداریم، لااقل اعلام نمايیم ای آینده گان و ای فرزندان ایران زمین شما این کاررا انجام دهید. نمی دانم بعضی ها چه ضدیتی با تاریخ و گذشته خود دارند.
در این باره به جناب آقای دشتی مديركل ميراث عرض نمایم که نمی دانم حرف آقاي غیاث آبادی که از نزدیک آن اثر را دیده و دل سوزانده باور کنیم یا جناب عالی که نقل قول باستانشناسان فرستاده شده را که گواهی آوردید. هر چند عکس های نسیم جنوب از آن کتیبه خود به تنهایی گویای واقعیت است، جناب آقای دشتی آب سرد بر دل آتش گرفته بنده نوعی نریزید که این آتش خون گرفته را خاموشي نیست. به قولی دم خروس از قبل پیدا بوده است این حرف های دل خوش کنك شاید امروز مسکنی باشد ولی شاید به اندازه یک طلوع تا غروب آفتاب دوام نیاورد و همه چیز عیان عزاي یک ماهیگیر پیر است که دل در گرو تاریخ کهن سپرده که جهانیان در حسرت آن بعضا به حسادت نظاره گرند يا غافل تخریب هم چو کتیبه هایی هستند، ای کاش همان روز اول ترتیب اثری می دادید تا آن کتیبه به جایی مطمئن حمل شود.
در پایان ضمن تشکر از کلیه ي دلسوزان هم وطن در این باره از جناب نماینده ولایت فقیه و امام جمعه معظم، استاندار و نمایندگان عزیز مجلس، جناب فرماندار دلسوز بوشهر و از کلیه نشریات استان بوشهر خصوصا از نشریه محترم نسیم جنوب وکلیل الرعایا این ملک که به حق سهم بزرگی در احقاق حقوق استان از بدو تولد تا کنون ایفا نموده است، مصرانه خواستار پیگیری اين جنايت تا حصول نهایی نتیجه مي باشم.