تبليغاتX
آمستريس
آمستريس

تـیـر ماه

 

تـیـر ماه

یكم تـیر/ اورمزد روز   جشن آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشیدن به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری (  جشن میانه بهار). برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب‌پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می‌شود.

ششم تیر/ خرداد روز   روز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» كه امروزه بسیار ناشناخته مانده است. شاید به مناسبت شكوفا شدن گل‌های نیلوفر در اوایل تابستان باشد.

سیزدهم تیر/ تیر روز   روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشن‌های ایران‌باستان در ستایش و گرا‌می‌داشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی)، ستاره باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستاره آسمان كه در نیمه دوم سال و همزمان با افزایش بارندگی‌ها در آسمان سرِ شبی دیده می‌شود.

این جشن در كنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سالِ پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی كه با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان/ آب‌پاشان/ سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیوا‌تیر» منسوب شده است. بیرونی و همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یكی از جاودانان ایرانی یعنی كیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای، دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این در سیزدهم فروردین‌ ( سیزده‌بدر) و سیزدهم مهر نیز برگزار می‌شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی را برگزار می‌كنند كه برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.

پانزدهم تیر/ دی به مهر روز   جشن خام‌خواری یا به روایت بیرونی «عمس (غفس؟)‌ خواره» در سُـغد باستان و دوری گزیدن از خوراك حیوانی و پختنی‌ها. در تقویم سغدی برابر با پانزدهمین روزِ ماه «بساكنج».

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:56 توسط آمستريس |

جشن تیرگان

 

جشن تیرگان

( از دیدگاه اختر باستان شناسی)

نبرد تِشتَر و اَپوش در آسمان ایران‌ زمین

رضا مرادی غیاث آبادی

ایجاد شرایط آب‌وهوایی گرم و خشک و سال‌های کم‌باران در فلات ایران به ویژه در حدود چهار هزار سال پیش موجب پیدایش برخی باورهای کیهانی در دوران باستان شده است. در نمونه‌ای از این اعتقادها، ستاره «تِـشتَـر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی) ستاره باران‌آور دانسته شد و ستاره «اَپوش» (اَپَـئوشَـه/ قلب‌العقرب) دیو خشکسالی و از بین برنده آب‌ها و هماورد تشتر بشمار آمد. در «تشتر یشت» اوستا که به راستی یکی از کهن‌ترین نمایشنامه‌های بشری است، به روشنی نبرد تشتر و اپوش گزارش شده است. در این نبردها، گاه پیروزی از آن تشتر و گاه از آن اپوش است.

 پرسش اینجا است که چه رویدادی در آسمان موجب پیدایش چنین باورهایی در میان مردمان شده است؟ برای پاسخ باید ابتدا اندکی با این دو ستاره و زمان‌های طلوع و غروب سالانه آنها آشنا شویم.

ستاره تشتر (شباهنگ) ستاره‌ای سپیدفام و پرنورترین ستاره سراسر آسمان است و در صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) قرار دارد. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در عرض‌های جغرافیایی میانه ایران زمین، در اوایل مردادماه اتفاق می‌افتد؛ اما در حدود چهار هزار سال پیش، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اوایل تیرماه یا آغاز تابستان بوده است و نام ماه تیر (گونه دیگری از تشتر) نیز از همین واقعه برگرفته شده است. (واژه «مرداد» به همینگونه درست است و نگارش آن به شکل «امرداد» لازم نیست. در شاهنامه فردوسی، نوشتارهای ابوریحان بیرونی و در سراسر متون ادبیات فارسی، این نام بگونه «مرداد» نوشته شده و تصور نمی‌کنم که ما بیش از فردوسی، بیرونی و دیگر تاریخ‌نگاران بزرگ ایران، به زبان فارسی تسلط و از آن آگاهی داشته باشیم. دستکاری‌های دلبخواهی در زبان فارسی، علاوه بر اینکه به سیر تاریخی تطور زبان و واژگان آسیب می‌رساند، این پرسش را نیز پیش می‌آورد که اگر لازم است واژگان به شکل دیرینه آن تلفظ شوند، پس از چه روی اصراری در نگارش  نام‌ زرتشت بگونه زرئوشتره، اردیبهشت بگونه ارته‌وهیشت و بهمن بگونه وهمن، وجود ندارد؟ بجز این، در صورتی که اصرار برای نگارش کهن این نام وجود داشته باشد، چرا بجای  تلفظ پهلوی آن، از واژه اوستایی و درست‌تر آن یعنی «امرتات» استفاده نمی‌شود؟) .......


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 17:38 توسط آمستريس |

جشن ارديبهشتگان

 

جشن ارديبهشتگان

ارديبهشت است و موسم گل

دوستان وقت گل آن به كه به عشرت كوشيم

سخن پيرمغان است و به جان بنيوشيم

 

در گاه شماري ايران باستان ، روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشيدي به نام ارديبهشت امشاسپند است. زرتشتيان، ارديبهشت روز از ارديبهشت ماه را جشن مي گرفتند و آن را "ارديبهشتگان" مي ناميدند. سومين يشت از اوستا به نام همين امشاسپند است. اين امشاسپند نماينده قانون ايزدي و نظم اخلاقي در جهان است . درباره وي آمده است كه : " ارديبهشت را خويشكاري (=وظيفه) اين است كه ديوان نهلد تا روان دروندان را در دوزخ به بيش از گناهي كه ايشان را است پادافراه كننده و (ديوان را) از ايشان باز دارد. "

درباره آداب و رسوم مربوط به ارديبهشتگان اطلاعي در دست نيست اما مطابق جشنهاي ديگر ، ابوريحان بيروني به آن اشاره نموده است كه روز سوم ارديبهشت ماه ، ارديبهشت روز است و آن عيدي است كه ارديبهشتگان نام دارد، براي آنكه هر دو با هم متفق شده اند . معناي اين نام ، آن است كه راستي بهتر است و برخي گفته اند كه منتهاي خير است و ارديبهشت ملك آتش و نور است و اين دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به اين كار موكل كرد.

 

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:39 توسط آمستريس |

جشن زنانه سيزده بدر

 

سيزده بدر

جشن زنانه سيزده بدر

برگرفته از نشست‌های پرسش و پاسخ با رضا مرادی غیاث آبادی

در بنیاد جمشید

 

چون از عبارت جالب «جشن زنانه» نام ببردید، ابتدا در باره این احتمال توضیح دهید.

شواهد مردم‌نگاری و منابع مكتوب در یكی- دو سده پیشین، جای تردید کمی در این باره می‌گذارد. ادوارد پولاك، پزشك اتریشی ناصرالدین‌شاه و معلم مدرسه دارالفنون در سفرنامه خود به سال 1243 خورشیدی (1865 میلادی) گزارش كرده است كه زنان تهرانی در روز سیزده‌بدر به آیینی كهن به دشت و صحرا می‌روند و دولت وقت برای جلوگیری از اینكار، عوارضی وضع كرده و مبلغی از زنان دریافت می‌كند. ماری شیل، همسر وزیر مختار بریتانیا در ایران در سفرنامه خود به سال 1228 خورشیدی (1850 میلادی) نقل كرده است كه زنان برای سیزده‌بدر به سنت قدیم به باغ سفارتخانه بریتانیا می‌آیند و بجز باغبان‌ها، هیچ مرد دیگری در آنجا نیست. همچنین قهرمان میرزا عین‌السلطنه در روزنامه خاطرات خود شرح می‌دهد كه هنگام عزیمت به شمیران در سال 1287 خورشیدی (1326 قمری) دیده است كه زنان به سیزده‌بدر آمده بودند و سبزی‌های صحرایی را می‌چیدند در حالیكه مردان به زراعت رفته بودند.................


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 22:31 توسط آمستريس |

زادروز اشوزرتشت

 

اشو زرتشت

 

نوروز خردادی  يا  نوروز بزرگ

زادروز اشوزرتشت ( پيامبر بزرگ ايرانی )

يكي از بزرگترين روزهای ماه سراسر جشن و سرور فروردين ، خرداد روز ( روز ششم ) زاد روز سنتي اشوزرتشت است . با اينكه در اين دهه های گذشته بيشتر دانشمندان و باستان كاوان بر اين باورند ، كه اشوزرتشت در حدود 600  سال پيش از ميلاد مسيح هنوز زمان زندگي و برخاستن اين پيامبر باستاني به درستي روشن نيست و به آساني نمي توان سخن از زاد روز او به ميان آورد ..................


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 16:37 توسط آمستريس |

آيين برافراشتن درفش كاويانی

                                        

درفش كاوياني

 

آيين برافراشتن درفش كاويانی

در سرزمين درفش‌های برافراخته

رضا مرادی غیاث آبادی

شهر بلخ در شمال افغانستان امروزی و در نزدیكی رود آمودریا (جیحون) قرار داشته است. مردمان این شهر پس از ویرانی آن به دست قیس‌ بن هیثم، شهر جدید بلخ را در بیست كیلومتری شرق آن بنا كردند كه امروزه به نام «مزارشریف» شهرت دارد.

چند هزار سال است كه یكی از بزرگترین و شكوهمندترین و زیباترین و مردمی‌ترینِ جشن‌های نوروزی در میان همه سرزمین‌های ایرانی، در شهر بلخ، در این پایتخت باستانی ایرانی و با برافراشتن درفش سه رنگ كاویانی، در میان انبوهی از مردمانی كه از دوردست‌ها گرد آمده‌اند، و در میان شادی كودكان و سرودهای زیبای دختران و دعای مادران و آرزوها و آمال پدران و در كنار بنای فرخنده و ورجاوند «مزارشریف» مزار باستانی ایرانیان، و در میان «دشت شادیان» ، دشتی دوركرانه و آكنده از گل‌های سرخ لاله، برگزار می‌شده است...........


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 21:18 توسط آمستريس |

نوروز مبارك

جشن نوروز و سال نو مبارك

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 13:23 توسط آمستريس |

ماهی قرمز نوروزی

مرگ ماهي هاي قرمز چرا؟؟!! 

 

ماهی قرمز نوروزی

‌‌رضا مرادی غیاث آبادی

این نگارنده بر این باور است که گذاردن ماهی سرخ وارداتی (که حتی بومی ایران نیست) بر سفره هفت‌سین نوروزی در تهران و چند شهر بزرگ، به آیین دیرین ایرانیان نیست و در هیچیک از متون و منابع کهن ایرانی اشاره‌ای بدان نرفته است. حتی در نقاشی‌های سفره هفت‌سین که از عصر قاجاریان بجای مانده است و نیز در نقاشی معروف «هفت سین» از استاد حسین شیخ (1289 - 1370) متعلق به عصر رضاشاهی، نگاره‌ای از تنگ ماهی به چشم نمی‌خورد. امروزه نیز در کشورهای دیگر حوزه فرهنگ ایرانی (همچون افغانستان و تاجیکستان و دیگر سرزمین‌های ایرانی‌تبار آسیای میانه و قفقاز) و حتی در بسیاری از روستاهای ایران، چنین رسمی ناشناخته است. خوشبختانه در چند سال گذشته، بسیاری از پژوهشگران و فعالان محیط زیست، کوششی شایسته برای آگاهی به مردم بکار بسته‌اند که تا اندازه زیادی موفقیت‌آمیز بوده است. 

سفره هفت‌سین نوروزی ایرانیان، آکنده است از نمادهایی برای زندگی آشتی‌جویانه بشری، پاسداشت پدیده‌های طبیعت و روابط متقابل انسان و محیط زیست. شکنجه و کشتار بی‌رحمانه هزاران هزار ماهی سرخ کوچک و بی‌گناهی که در زندان تنگ‌ها به بند بازیگوشی می‌افتند و به دست ما و به بهانه جشن و شادی ما از گرسنگی و بیماری می‌میرند، نه تنها آیین کهن و شناخته‌شده ایرانی نیست که خشونت و جنایتی غیر انسانی است. جنایتی که با سرمایه و تبلیغ سوداگران در مطبوعات و رادیو و تلویزیون نیز بدآن دامن زده شده است. نوروز ایرانیان هنگام اسطوره‌های کهن زایش و جشن نوزایی و گرامیداشت طبیعت است و نه یک «جشن مرگ».
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:29 توسط آمستريس |

نوروز و آيين‌های آن

 

نوروز و آيين‌های آن

كوشش‌ ايرانيان برای همزيستی آشتی‌جويانه جوامع بشری و پاسداشت

زيست‌بوم‌

رضا مرادی غیاث آبادی

نگاهبانی و گرامیداشت طبیعت و زیست‌بوم‌های بشری و جامعه‌ای آرام، آزاد و شاد، در گذر هزاران سال همواره برای ایرانیان وظیفه‌ای بزرگ و مقدس دانسته می‌شده است. بسیاری از باورها، آیین‌ها و جشن‌های ایرانی از پدیده‌های طبیعت برخاسته و از آن الهام گرفته شده است.

در «اوستا» كتاب مقدس و كهن همه ایرانیان با هر گرایش دینی، بیشتر از هر چیز دیگری به ستایش پدیده‌های طبیعت، همچون آسمان، زمین، خورشید، ماه، آب، باد، ابرها، جویباران، دریاها ، گیاهان و جانوران پرداخته شده و گرامی داشته شده‌اند. در اوستا با رویكردی جهانی و به دور از هرگونه برتری‌طلبی، همگی زنان و مردان جهان «در هر سرزمینی كه زاده شده باشند» ستوده شده‌اند. مردان و زنانی كه «برای پیروزی راستی، كوشیده‌اند و خواهند كوشید» و نیز «آنان كه گیاهان بارور را در پردیس‌های زیبا بنشاندند». در سرودهای این كتاب، ایزدی بزرگ بنام میترا ستوده شده است كه پاسبان مهر و پیمان است و مردمان را «خانمانی پر از آشتی، پر از آرامی و پر از شادی می‌بخشد». ..................


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:27 توسط آمستريس |

پيام‌آور نوروزی

پيام‌آور نوروزی

رضا مرادی غیاث آبادی

نوشتاری كه در پی می‌آید، متن مصاحبه كمیته بین‌المللی نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد با این نگارنده است كه پیش از این در تارنمای نجات پاسارگاد منتشر شده است. منظور اصلی از این گفتگو چنین بوده كه آیا سیاه نكردن چهره عمو نوروز (یا حاجی فیروز) مغایرتی با سنت‌های ملی دارد؟

 

حاجی فیروز چیست؟

اجازه بدهید از یك پیش‌سخن كوتاه بیاغازم. خاستگاه جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، پیوندی ژرف و شگرف با پدیده‌های كیهانی و هستی‌شناسانه، و همچنین با ویژگی‌های اقلیمی و زیست‌بومی دارد. اما روش برگزاری این آیین‌ها در فرهنگ ایرانی، بیشتر از دیگران با واقعیت‌ها نزدیكی دارد و رمزینه‌های موجود در آن به یكپارچگی با دنیای نیروهای مینوی و ایزدان پیوند نمی‌خورد. به دیگر سخن در باورهای ایرانی برخلاف باورهای یونان و میاندورود- دسترسی به جهان ایزدان برای مردمان امكان‌ناپذیر است. آسمان و نیروهای آن ممكن است تأثیری بر فرایندهای زمینی داشته باشند، اما زمین و باشندگان آن كمترین دخالتی در حوزه توانایی‌های ایزدان ندارند.

در باورهای كهن سامی و میاندورودِ پیش‌آریایی و نیز یونان عصر كلاسیك، خدایان گاه مظهر خشم و خشونت و آدم‌ربایی و تجاوز و خشكسالی و ترس هستند؛ اما در فرهنگ ایرانی، پروردگار و ایزدگان، همیشه و همواره مظهر نیكی و خیرخواهی برای مردمان و باشندگان روی زمین هستند و «سرای سپند» كه جایگاه مینویان دانسته می‌شود، سرایی است كه در آنجا تنها «نور و سرود» وجود دارد. از این رو است كه مرگ در باورهای ایرانی كهن، نه تنها پدیده‌ای غمناك دانسته نمی‌شده، كه گاه موجب سرور و شادمانی هم می‌شده است. جشن «بَـمو» یكی از بزرگترین جشن‌های دین مانوی، با شادی و ساز و سرود، در روز درگذشت مانی- پیامبر بزرگ ایرانی- برگزار می‌شده است. در نگاركندهای دخمه‌های هخامنشی، اثری از ناله و موی‌كندن و روی چنگ‌زدن و گریبان دراندن و گریه و زاری دیده نمی‌شود. در سراسر شاهنامه هیچ آیین سالگرد مرگی گزارش نشده است و امروزه هم گاه آیین‌های خاكسپاری مردگان در برخی نواحی ایران، همچون لرستان و بختیاری، با ساز و سرود برگزار می‌شود........................


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:25 توسط آمستريس |

نوروز، جشن ايرانيان

 

 

نوروز، جشن ايرانيان

امیرپویان

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا            « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب  ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .

درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:22 توسط آمستريس |

چهارشنبه سوری در دو متن کهن

 

 

چهارشنبه سوری در دو متن کهن

رضا مرادی غیاث آبادی

 

در هیچیک از متون باقیمانده پیش از اسلام اشاره‌ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه‌های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت‌های مورخان یونانی در باره ایران نیز در باره جشن چارشنبه‌سوری سخنی گفته نشده است.

متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریباّ ساکت بوده‌اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون ابوریحان بیرونی نیز در باره آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره‌ها در تعدادی از متون کهن، نشان‌دهنده این است که گویا چارشنبه‌سوری نه تنها برگزار می‌شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نام برده می‌شده است.

نخستین و کهن‌ترین کتابی که در آن به چنین آتش‌افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَـرشَـخی (358- 286 ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می‌شود، واقعه‌ای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است:  .......................


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:18 توسط آمستريس |

پرسش

 

 

گزیده‌ای از پرسش و پاسخ با رضا مرادی غیاث آبادی  در نشست‌های سخنرانی هفتگی در بنیاد فرهنگی جمشید

 

قدمت چارشنبه‌سوری چقدر است و آیا درست است كه چون در ایران باستان ایام هفته وجود نداشته و زرتشتیان هم این رسم را برگزار نمی‌كنند، پس سنتی جدید است؟

اسناد نویافته، نظریه نبودن روزهای هفته در ایران باستان را با قاطعیت رد می‌كند. نخست اینكه شمار هفت‌گانه روزهای هفته، در زمان‌های بسیار دور از اهله‌های هفت‌روزه ماه برگرفته شده و از آنجا كه گاهشماری مهی (قمری) ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین شكل گاهشماری است و تشخیص اهله‌های ماه، آسان‌ترین و سریع‌ترین شیوه درك گذر زمان است؛ بی‌گمان جوامع بشری از گذشته‌های دور و بدون آموختن از یكدیگر، به آن پی برده و از آن بهره گرفته‌اند.

دوم اینكه در شاهنامه فردوسی بیشتر از یكصد و بیست بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستان‌ها و بازگویه‌های دوران باستان می‌دانند، بعید است كه استاد بدون اینكه چنین مفهومی در متون مبنا بكار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد.

سوم اینكه نگارنده در بررسی‌های تقویم آفتابی نقش‌رستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبیه‌شده برای تشخیص چهار هفته شهریور ماه، پی برده كه جزئیات آن در كتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمده است.

چهارم اینكه متون مانوی، كاربرد فراگیر و گسترده روزهای هفته را تأیید می‌كنند. در نوشتارهای مانوی یافت‌شده در «تورفان» و نیز در «موگ‌تاگ» از روزهای یكشنبه و دوشنبه با نام‌های «مهر روز/ خور روز» و «ماه ‌روز» یاد شده و این دو، روزهای روزه‌داری مانویان دانسته شده است. البته در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نام‌های سی‌گانه برای روزهای ماه نیز استفاده می‌شده است و همچنین می‌دانیم كه روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است.............


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:16 توسط آمستريس |

جشن سوري

 

جشن سوري - چهارشنبه سوري

حسين نجاري

از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در مورد جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان مظهر روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، سلامت و تندرستي و در نهايت بارزترين تجلي خداوند در روي زمين است . ( هاشم رضي ، صص 145 و 148 )......................


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:10 توسط آمستريس |

؟؟؟؟!!!!

 

مطالبی درباره جشن سپندارمذگان تو وبلاگم آوردم اما باز در مورد زمان این جشن شک دارم که ۵ اسفند هست یا ۲۹ بهمن اگر کسی در این باره بتونه راهنمایی کنه ممنون میشم

با تشکر آمستریس

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:17 توسط آمستريس |

جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان

 

 

جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان

 

دو‌شنبه، 22 بهمن‌ماه 1386

سخنی دیگر در باره زمان

جشن اسفندگان

رضا مرادی غیاث آبادی

 

همواره در نزدیکی هر یک از جشن‌های ایرانی، نامه‌های زیادی می‌رسد که در باره زمان درست جشن‌های ایرانی پرسش‌هایی شده است. با اینکه در این باره بسیار گفته و نوشته‌ام، اما بار دیگر نیز پاسخ به پرسش انجمن گرامی آریابوم را در اینجا می‌گذارم تا پاسخ دیگر دوستان را نیز با ارجاع به این صفحه انجام دهم.

همانگونه که نوشته اید، جشن اسفندگان یا سپندارمذگان برابر است با پنجمین روز از ماه اسفند در همه گاهشماری‌های ایرانی. اما در باره پرسش شما از وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در متون کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست کل این رشته خواهد شد.

چنانکه در منابع ایرانی آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب یلدا یا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از 25 روز از جشن اسفندگان است..........

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 15:6 توسط آمستريس |

سپندار مذگان

 

  

سپندار مذگان

 

نمي خوام داستان ولنتاين رو تو وبلاگم توضيح بدم چرا كه همه اين داستان رو مي دونن فقط توضيح مختصري درباره " سپندار مذگان " مي نويسم :

در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت  هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به ۲۹ بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

آيا بهتر نيست به جاي اينکه زادمرگ يک کشيش مسيحي را جشن بگيريم،  جشن کهن خودمان را زنده کنيم؟

آيا بهتر نيست يک جشن چند هزارساله‌ ايراني را به جاي يک جشن چند صدساله اروپايي جشن بگيريم؟

آيا بهتر نيست به جاي ولنتاين غربي ، که هيچگونه به زبان فارسي نمي‌آيد، اسفندگان (سپندارمذگان) را جايگزين کنيم؟

نگوييد که هم اين خوب است هم آن، خواهش مي کنم نگوييد!!!

در اين هجوم تبليغاتي وسيع که در حال غرق شدن هستيم اگر کمي بي خيالي پيشه كنيم تا صد سال ديگر هيچ چيز از ما باقي نمي ماند...

ايراني بمانيم .. هميشه سربلند باشيم .. تا كودكانمان در آينده ايراني بمانند .

 

زنده باد ميهنم ايران

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:54 توسط آمستريس |

جشن اسفندگان

 

پنجم اسفند

جشن اسفندگان

روز گراميداشت زمين بارور و بانوان

رضا مرادی غیاث آبادی

 

ماه اسفند و به ویژه روز پنجم آن كه در همه تقویم‌های ایرانی «اسفندروز» نامیده می‌شود؛ از روزگاران كهن، ماه و روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان در فرهنگ ایرانی دانسته می‌شده است.

واژه فارسی اسفند یا سپندارمذ، از واژه پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَـنتَـه‌آرمَـئیتی»، برگرفته شده است. اصل این نام همانا «آرمئیتی» است كه واژه سپنته/ سپند برای احترام و گرامیداشت بیشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً آرمئیتی را به معنای «فروتنی و آرامی» می‌دانند، اما این معنا درست به نظر نمی‌رسد و بسیاری از پژوهشگران آنرا نمی‌پذیرند. ل. مولتون در Early Zoroasrianism  آنرا در اصل «آرا ماتا» به معنای «مادر زمین» می‌داند كه با واژه سانسكریت و ودایی «اَرامتی» به معنای «زمین» نزدیكی دارد. در «گاتها»ی زرتشت (سرود 45، بند 4)، این واژه در معنای زمین و با توصیف «دختر اهورامزدا» (دوگِـدَر) آمده است. همان واژ‌ه‌ای كه زرتشت برای دخترش «پوروچیستا» هم بكار گرفته است (ترجمه‌های بارتولومه، دارمستتر و پورداود). همچنین در ترجمه سانسكریت «نریوسنگ» از همان بند اوستا، آرمئیتی به معنای زمین برگردان شده و در متن پهلوی «زند وهومن یسن» نیز به همین ترتیب بكار رفته است. این نام در زبان و فرهنگ ارمنیان ایرانی نیز تداول دارد. آنان سپندارمذ را بگونه «سپندارمت» می‌شناسند و او را «ایزدبانوی باروری» می‌دانند....

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:52 توسط آمستريس |

جشن بهمنگان

 

 

 

جشن بهمنگان

ميترا دهموبد

منابع : مجموعه مقالات دكتر محمد معين به كوشش دكتر مهدخت معين وكتاب فرهنگ ايران باستان استاد ابراهيم پورداوود

روز دوم ماه و يازدهم ماه سال بنام امشاسپند بهمن خوانده شده است. اين امشاسپند كه در اوستا وهومن "vohu-manah " آمده از 2 جزء تركيب يافته است.

نخست وُهُو (ونگهو (Vanghu كه صفت است به معني خوب و نيك است.

در فرس هخامنشي وَهو Vahu و در سانسكريت وسو Vasu خوانده مي‌شود در پهلوي وه Veh و در فارسي به شده است .جزء دوم منهManah برابر است با واژه سانسکریت منس Manasکه در پهلوی منشن Menishn ودر فارسی منش شده است .منه از مصدر من Man در آمده كه دراوستا و فرس هخامنشي به معني انديشيدن و شناختن و به ياد آوردن و دريافتن است و برابر است با to mean انگليسي و Meinen آلماني در پهلوي منتين Mentain شده و در فارسي متروك است.....


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 17:40 توسط آمستريس |

شب چله (یلدا)

 

 

 

 

شب چله (یلدا)

شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

رضا مرادی غیاث آبادی

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد...........


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:6 توسط آمستريس |

جشن شب يلدا

 

 

 

 

جشن شب يلدا

دكتر «فريدون جنيدي»

جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم است.

 ( دكتر «فريدون جنيدي» بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان )

جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.

هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان  هم برگزار مي‌شد.

استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:3 توسط آمستريس |

كريسمس همان شب چله است

 

 

 

كريسمس همان شب چله است

مير جلال الدين کزازي

«شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است.........


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:1 توسط آمستريس |

یلدای ایرانی

 

 

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود.

کیان مهر احمدی

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، ...........


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:58 توسط آمستريس |

پیوند یلدا با میترائیسم

 

 

پیوند یلدا با میترائیسم

از آنچه که از منابع و متون کهن برمی آید، یلدا زاد روز ایزد مهر یا میترا است. ایزدی که در کیش میترائیسم پرستش می شد و این دین، یکی از تاثیر گذارترین مذاهبی بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به جای گذاشت..............


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:56 توسط آمستريس |

يلدا و هوم

يلدا و هوم

نویسنده: لیدا آیلار

در پارسي، شب يلدا به شبي مي‌گويند كه درازترين شب سال است. شب اول ديماه كه زمين در مدار گردش به دور خورشيد در موقعيت 270 درجه قرار مي‌گيرد و طول شب قريب 14 ساعت است و از روز بعد روزها درازتر مي‌شود تا خرداد كه درازترين روزها فرا مي‌رسد. ايرانيان باستان به كمك ساخت چهارتاقي ها، زاويه قرارگرفتن زمين را نسبت به خورشيد محاسبه مي‌كردند. بقايايي از اين چهارتاقي‌هاي قديمي از زمانهاي دور برجاي مانده كه دليل مستندي است بر اين ادعا كه تقويم شمسي ايرانيان باستان طبيعي‌ترين و ثابت‌ترين گاه شمار جهان است........


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:54 توسط آمستريس |

شب يلدا

شب يلدا

نوشته هاشم رازي

شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند.........


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:52 توسط آمستريس |

شب چله

مراسم شب چله

بر گرفته از دستنوشته رادآيين

روز انارم از ماه آذر / 24 آذر ماه

در ايران باستان و گذشته هاي دور پيش از اشو زرتشت پيامبر قوم آريا  مردماني كه زندگي خود را با كشاورزي و دامپروري مي گذراندند با تضادهاي طبيعي مانند سپيدي و سياهي روشنايي و تاريكي  روز و شب و گرما و سرما و تضادهايي در خوي انساني مانند خوبي و بدي  دوستي ....


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:50 توسط آمستريس |

جشن های ماهانه

                                        جشن های ماهانه

                                                                  با سپاس از آقاي امير جعفري

                                                            برگرفته از کتاب "ديدي نو از آييني کهن"

در هر ماه، يك بار نام روز و ماه يكي هستند. زرتشتيان اين روز‌ها را جشن مي‌گرفتند و شادي مي‌كردند اين دوزاده جشن به نام ماه‌ها، فروردينگان (19 فروردين)، ارديبهشتگان (2 ارديبهشت‌گاهنامه كنوني ايران و 3 ارديبهشت گاهنامه زرتشتي)، خردادگان (4 خرداد كنوني 6 خرداد زرتشتي) تيرگان (10 تير كنوني و 13 تير زرتشتي)، امردادگان (3 امرداد كنوني و 7 امرداد زرتشتي)، شهريورگان (30 امرداد  كنوني  و 4 شهريور زرتشتي)، مهرگان (10 مهر كنوني و 16 مهر زردتشتي)، آنگان (4 آبان كنوني و 10 ابان زرتشتي)، آذرگان (3 آذر كنوني و 9 آذر زرتشتي)، ذيگان (25 آذر، 2 و 9 دي كنوني و 8، 16 و 24 دي زرتشتي)، بهمنگان (26 دي كنوني و 2 بهمن زرتشتي) و اسفندگان(29 بهمن و 5 اسفند زرتشتي) خوانده مي‌شود......


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:57 توسط آمستريس |

مهرگان عامه

                                      مهرگان عامه

                                                                                        لیدا آیلار

مهرگان است. همه جا پر از نور وصفا. پر از رنگهای شاد وزنده. همه جا آب و جارو کشیده.پاک و پاکیزه. آتش از شاخه های هوم زبانه می کشد. بوی آش هفت غلهء مخصوص مهرگان همراه بوی اسپند، عود وعنبر مشام را پر می کند. دخترکان مو خرمایی با گیس بافته و


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:50 توسط آمستريس |

مهرگان: عيد جوانان و آينده سازان

                                           مهرگان

                                عيد جوانان و آينده سازان

                                                                               دكتر نوشيروان كيهاني زاده

روز هاي ماه در ايران باستان نام هاي خاص داشتند و ازجمله روز شانزدهم هر ماه «مهر» بود. بنابراين «روز مهر» در ماه مهر (شانزدهم)، مهمترين روز آيين هاي مهرگان بود. آيين هاي مهر (جشن هاي مهرگان) پس از نوروز، مهمترين عيد ملي ايرانيان بوده است. نوروز با بهار و شكوفه و نويد بركت آغاز مي شد و مهرگان به خاطر پايان رسيدن كار جمع آوري محصول و آغاز شش ماهه شب هاي طولاني تر و سرما. .....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:43 توسط آمستريس |

جشن مهرگان

 

                                 مراسم جشن مهرگان

                                                                              سیاوش آذرخش

مهرگان مانند نوروز مراسمي با شكوه داشت. يكي از اين مراسم، استفاده از روغن "بان" است كه بر بدن مي ماليدند براي تيمن و تبرك و هفت ميوه شكر، ترنج، سيب بهي، انار، عناب، انگور سفيد و كنار تهيه مي كردند. چرا كه اگر هر كسي در اين روز از هفت ميوه مذكور بخورد و روغن بان بر بدن بمالد و گلاب بپاشد در آن سال از آفات و بلاها مصون مي ماند. در اين روز زرتشتيان لباس نو به رنگ هاي زرد و سرخ و نارنجي پاييزي مي پوشيدند و سفره الوان مي گستردند و بر آن كتاب اوستا، آيينه، سرمه دان، سبويي شراب، شيشه گلاب و مخصوصا انار و همچنين گل نيلوفر مي چيدند. آتش هاي بزرگ برپا مي كردند و به رقص و پايكوبي مي پرداختند و اسپند در آتش مي ريختند. مراسم ديد . بازديد در اين روز برگزار مي شد و كوچكتر ها به ديدن بزرگترها مي رفتند. به كودكي كه در ماه مهر به دنيا مي آمد نامي مي نهادند كه با مهر تركيب شده باشد، مانند مهريار، مهرشيد، مهرنوش، مهرپاد، مهرداد، مهربان و ...

نام بابلي ماه مهر "تشري"، به معناي خداي آفتاب است و ماه زرتشتي آن "ماه مهر" بوده و در ماه هاي ارمني هم به اين ماه "مهكان" مي گفتند.

ايرانيان در ماه مهر جشن بزرگي مي گرفتند كه 6 روز طول مي كشيد. شايد اين 6 روز با آنچه كه در كتاب مقدس به عنوان دوره هاي آفرينش آمده است ارتباط داشته باشد. روز 16 مهر مهرگان كوچك و روز 21 مهر مهرگان بزرگ نام داشت. عده اي از ايرانيان معتقد بودند كه در روز مهرگان مشيا و مشيانه (آدم و حوا) تولد يافته اند.

جشن مهرگان در همه آسياي صغير هم معمول بوده و از آنجا به اروپا رفته است. به طوري كه جشن مهرگان در روم باستان نيز وجود داشته و به عنوان روز ولادت خورشيد مغلوب ناشدني نام گرفته است. روز پاياني جشن كه بيست و پنجم اكتبر است را روز ولادت مسيح قرار دادند.

مهرگان جشني است كه در آن سپيدي بر سياهي، خورشيد بر تاريكي و جهل پيروز مي شود. جشن مهرگان جشن بازيابي آزادي و رهايي از ستم ظالمان و جشن پيروزي نيكي بر بدي است.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:35 توسط آمستريس |

جشن میتراکانا، جشن مهرگان

 

                                    یکم و شانزدهم مهرماه

                      جشن میتراکانا، جشن مهرگان

رضا مرادی غیاث آبادی

                                                      «مـا خواهانیم که پشتیبان کشـور تـو باشیم

                                                       مـا نمی‌خـواهیـم از کشـور تـو جــدا شـویـم

                                                       نمـی‌خـواهـیـم از خـانـه خــود جــدا شـویـم

                                                        مبــاد جــز ایــن ای مـهــــر نیـــرومنــد!»

                                                                                        (اوستا، مهر یشت، بند۷۵ )  

                                                                              

پیشگفتار

نگارنده در اين نوشتار كوشش كرده است تا به كوتاهی و تا آنجا كه منابع مكتوب و اندک سنت‌های همچنان پايدارمانده مردمی در نواحیِ دورافتاده، اجازه می‌دهد؛ به گزارش تاريخچه، آيين‌ها و زمان درستِ برگزاری اين جشن بپردازد. هر چند كه با كمبود شديد منابع و تناقض‌های فراوان در آنها، احتياج به پژوهش‌های پُردامنه در متون تاريخی و به ويژه در ميان مردمانی از سرزمين‌های گوناگون، وجود دارد......


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:31 توسط آمستريس |

جشن شهریورگان زادروز داراب (کورش؟) و مرگ مانی

                                 جشن شهریورگان

                            زادروز داراب (کورش؟) و مرگ مانی

                                                                 رضا مرادی غیاث آبادی

شهریور‌روز از شهریورماه یا چهارمین روز این ماه، برابر است با جشن شهریورگان که از آیین‌ها و مراسم وابسته به آن هیچگونه آگاهی در دست نیست. برگزار نشدن آیین‌های جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی، موجب شده است تا........ 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 12:31 توسط آمستريس |

شهریورگان شهريور؛ آيينه آفتاب و سرور فلزات

                                                 شهریورگان

                              شهريور؛ آيينه آفتاب و سرور فلزات

                                                                                        آرزو رسولی

امروزه وقتي ماه شهريور فرا مي رسد، كمتر كسي ممكن است به ياد بياورد كه شهريور نام يكي از امشاسپندان دين قديم ايرانيان بوده است و روز چهارم شهريور ماه كه نام شهريور را بر خود دارد، جشني به نام «شهريورگان» در ستايش اين امشاسپند كه تجلي شهرياري مطلوب اهورامزدا بر روي زمين است، برگزار مي شده است....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:7 توسط آمستريس |
درباره وبلاگ

آینده از آن ملتی است که گذشته خود را می شناسد.

به وبلاگ آمس تریس خوش آمدید.
منتظر نظرها و انتقادهای شما عزیزان هستم .
با تشکر آمس تریس (آمس تریس شهبانوی خشایارشا)

آخرين نوشته ها
به پا خیزیم ایرانی
تـیـر ماه
تیر یشت
جشن تیرگان
عزاداري ماهيگيران خليج فارس در كنار دُرّ يتيم خليج فارس
متن کامل سنگ ‌نبشته داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در بيستون
در باره کتیبه داریوش بزرگ در بیستون
خلاصه ای ازكتيبه‌هاي شاهان هخامنشي
گوی بالدار
تخریب و نابودی سنگ‌نبشته خارک
تخت جمشید انجمن قانون گذاری جهان باستان
سنگ‌نبشته خارک
یادداشت‌های خارک
جشن ارديبهشتگان
تمام اقوام غیرفارسی ‌زبان ایران ریشه ایرانی دارند
اردیبهشت ماه
تخت‌جمشید و ویژگی‌های تقویمی و گاه‌سنجی آن
در جواب یکی از دوستان - آذربایجان « آتورپاتگان »
انسان در ایران
خليج فارس
دریاچه باستانی پاسارگاد
فواید افزایش رطوبت
ایران زمین
جشن زنانه سيزده بدر
داستان زایش زرتشت
زادروز اشوزرتشت
فروردین ماه
آيين برافراشتن درفش كاويانی
نوروز مبارك
ماهی قرمز نوروزی
پيوند وبلاگ
نسترن
آمستريا آريايي
اگه میهن پرستی بیا 2
سايت مخصوص سپندارمذگان
مهر خورشید
خاندان پهلوي
چكاچك
كوروش جاويدان
آيين مهر
گارد جاویدان
جاودانان
دخت ايران زمين
تاريخ ايران
هم ميهن
به پاخیزیم(امید آزادی)
زرتشت و ايران
ايران دخت
کوروش و آزادی
فرزند زمین
کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان تهران
پيام آور آريايي
پارسينا
هموطن بیدار شو
دختر آتش
وطن پرنده پر در خون
ايران سرزمين خورشيد
پرشين
كوروش ، شهريار روشنايي ها
سرباز هخامنشي
ایران سرزمینم
دیدی نو و حرکتی تازه
تغییر برای برابری
خلیج همیشه پارس
فردای نارنجی
پژوهشگر آريايي
پارس آناهید
دختر ایران زمین
شادی نزدیک است !!!
پسری از نسل زرتشت
آتشکده
زن ایرانی
باغ بی برگی
only 2li
پگاه ایران
نوشته هاي محمد جواد عبدي
امکانات