یادداشتهای خارک
سمتنما و تختهنردهای سنگی نویافته
رضا مرادی غیاث آبادی
ویژگیهای طبیعی
جزیره خارک، تاقدیسی مرجانی در خلیج فارس به طول و عرض تقریبی هشت در چهار کیلومتر است که از نظر تقسیمات کشوری تابع استان و شهرستان بوشهر میباشد.
این جزیره از فسیلها و اندامهای مرجانها، دوکفهایها و دیگر جانداران دریایی که آمیخته با ذرات ماسه هستند، تشکیل شده و تنها لایهای نازک از سطح جزیره که ضخامتی در حدود بیست سانتیمتر تا پنج متر و چگالیای در حدود 1.5 دارد، دارای سختی بیشتر است. لایههای زیرین (که در برشهای عمودی دیده میشوند) از بافتی نرم و رسوبی که در برابر جریان آب کم دوام هستند، ساخته شده است. در بسیاری از نواحی خارک، فرسایش آب و باد موجب از بین رفتن لایههای زیرین و سقوط و تلاشی لایههای مقاوم فوقانی که حامل آثار و نقوش باستانی هستند، شده است. این روند فرسایش هم اکنون هم در حال تغییر مختصات ناهمواریهای جزیره است.
در گذشتههای دور و نزدیک، بسیاری از صخرههای مرجانی و زیبای خارک برای ساختوسازهای گوناگون به بندرهای گوناگون خلیج فارس همچون گناوه، آبادان و کویت حمل می شده است.
جزیره خارک از معدود جزیرههای خلیج فارس است که دارای آب شیرین فراوان بوده است. آب شیرین جزیره خارک در طول تاریخ علاوه بر گودالهای طبیعی، از طریق حفر دهها چاه آب و رشتههای قنات، و نیز هدایت مصنوعی آبهای سطحی فراهمشده از بارندگیها به سدهای کوچک و گودالهای طبیعی جزیره فراهم میشده است. در سراسر جزیره بازماندههای دایر یا بایر سامانههای گردآوری و استحصال آب شیرین به چشم میخورد که عبارتند از راهآبههای کوچک و بزرگ هدایت آب به چالههای طبیعی یا دستساخته، تا چاههایی که دهها متر در دل سنگ کنده شده و گاه دارای چرخهای آبکشی با نیروی گاو و دیگر چارپایان بودهاند، و نیز کاریزهای کهنسالی که در جابهجای جزیره دیده میشوند و به دلیل بیتوجهی در حال تخریب و نابودی هستند. برخی از این چاهها همچنان دارای آبی بسیار شیرین هستند که بهرهبرداری چندانی از آنها نمیشود. همچنین چاههای دیگری نیز در جزیره وجود دارند که مردمان خارک به مانند دیگر نواحی جنوبی ایران، در انتهای آنها درختان مو را میکارند. این درختان بدون نیاز به آبیاری و با استفاده ار رطوبت اعماق چاه، هر کدام سالانه تا چند صد کیلو انگور بار میدهند.
هر چند که به دلیل نبود یا کمبود خاک حاصلخیز در جزیره، زیستگاه گیاهی قابل توجهی شکل نگرفته است، اما در سراسر جزیره درختان «لیل/ لور» یا انجیر معابد توانستهاند با انطباق خود با ویژگیهای اقلیمی رشد کنند. این درختان بسیار بزرگ و پرسایه که دارای ریشههای هوازی هستند در سراسر جزیره به فراوانی دیده میشوند. ریشههای این درخت از خاک بیرون آمده و با پیچیدن بر تنه درخت از آن بالا رفته و دگرباره از شاخههای آن آویزان شدهاند. این ریشهها آب و غذای مورد نیاز درخت را بجای زمین از باد و هوا دریافت میکنند. از همین روی است که اسطورههای در پیوند با زمین در میان مردمان جزیره شکل نگرفته و اسطورهها و باورهای در پیوند با آب و باد و دریا در میان آنان بیشتر شکوفا شده است. درخت سدر یا کُنار نیز از دیگر درختان مهم و فراوان جزیره است که به دلیل شرایط زیستبومی نتوانستهاند به بزرگی درختان کنار در دامنههای زاگرس بشوند.
حیات وحش خارک بسیار محدود و منحصر به گلههای کمشماری از آهو که روزبروز کمتر میشوند و مارهای بزرگ و سمی است که طول آنها به یک تا یکونیم متر میرسد. پرندگان مهاجر فراوانی نیز فصل زمستان را در کرانههای خارک میگذرانند.
اقلیم خارک دربردارنده ویژگیهای خاص، چشماندازی شگرف و تفاوتهایی قابل ملاحظه با دیگر نواحی ایران است که اکنون تمام قابلیتهای آن به پای صنعت نفت از میان رفته است.
نام جزیره
تلفظ نام جزیره و شهر آن به هر دو شکل «خارک» و «خارگ» تداول دارد. مردم محلی، شهر و جزیره را «خارگ» مینامند؛ اما در منابع مکتوب «خارک» بکار رفته است. آثار تاریخی و جغرافیایی سدههای میانه نیز تلفظ خارک را ضبط کردهاند که مشخص نیست آیا گونه درست آن بوده و یا محصول تعریب نام خارگ بوده است. در نوشتهها و نقشههای اروپایی نیز هر دو نام Khark و Kharg بکار میروند، اما شکل نخستین بیشتر متداول است.
برخی از پژوهشگران بر این باورند که منظور از نام «ایکارا/ ایکاریا» و «ایکاریوس» که در کتابهای جفرافیای بطلمیوس و استرابو برای نامیدن شهر و جزیرهای بکار رفته، همانا جزیره خارک است و حتی براساس همان نوشتهها، جزیره خارک را محل ساخت معبد آپولو و نصب تندیسهای زئوس و نپتون میدانند. اما نگارنده این فرض را نادرست میداند؛ چرا که در این آثار جغرافیایی، نام جزیره ایکارا همراه با نام دیگر جزیرههای یونانی و آسیای صغیر در دریای مدیترانه آمده است. این نام چند بار در جغرافیای استرابو تکرار شده که همگی در کتاب چهاردهم یعنی جایی که به شرح سرزمینهای یونیه، کاریه و دامنه کوهستانهای تاروس اختصاص دارد، آمده است. در اینجا ایکارا و فاصله آن با شهرها و جزیرههای معروف مدیترانه همچون: دماغه تروکلیان، سونیوم، ساموس، ملانتیان و کورسیا آمده است و آشکارا جزیره ایکاروس را درنزدیکی هلسپونت میداند.
استرابو، جغرافیا، کتاب چهاردهم، فصل یکم، بندهای 13 تا 19.
ویژگیهای انسانی
تنها سکونتگاه بومی جزیره خارک، شهر کوچکی به همین نام در شمال شرقی جزیره است که حدود ده هزار نفر اهالی بومی اهل سنت و فارسیزبان دارد. یعنی کمتر از جمعیتی که خارک در دویست سال پیش داشته است. معاش این مردم بیشتر از راه دریانوردی، ماهیگیری، تجارت و صید، به ویژه صید مروارید مشهور خارک که با نام «درّ یتیم» شهرتی جهانی داشته، بوده است. در این زمینه اشارههای فراوانی در آثار جغرافی سدههای میانه همچون «فارسنامه» ابن بلخی، «اشکالالعالم» جیهانی، «مسالک و ممالک» ابن خردادبه، «مسالک و ممالک» اصطخری، «صورهالارض» ابن حوقل، «جهان نامه» محمد بکران، «جغرافیا»ی حافظ ابرو و نیز «حدودالعالم» از نویسندهای ناشناس آمده است که علاوه بر این، نشان از اهمیت تاریخی، نظامی، تجاری و لنگرگاهی خارک به عنوان مهمترین جزیره سوقالجیشی شمال خلیج فارس دارد. یکی دیگر از حرفههای مردمان خارک که دریانوردانی ماهر و مشهور بودهاند، راهبلدی و هدایت کشتیهایی بوده است که از سرزمینهای دور به خلیج فارس میآمدهاند.
پای پرتغالیان و سپس هلندیان از زمان صفویه به خارک باز شد و بخاطر بیکفایتی حکومتهای مرکزی تا سال 1143 خورشیدی (1765 میلادی) که «میرمهنا» سردار ایرانی خلیج فارس آنان را از جزیره بیرون راند، قدرت و نفوذ فراوانی در جزیره داشتند و عملاً آنرا به اشغال خود در آورده بودهاند. پس از آن نیز جزیره خارک در استقرار فرانسویان و اشغال نیروهای نظامی انگلیس بوده است. حاکمیت قطعی ایران بر جزیره (پس از مدتها اشغال نظامی بیگانگان) در سال 1235 خورشیدی (1857 میلادی) در زمان ناصرالدینشاه قاجار و به موجب عهدنامه پاریس روی داد.
بنگرید به: فرامرزی، احمد، جزیره خارک، تهران، کتابخانه ابنسینا، 1347.
سراسر جزیره خارک در سال 1312 و در زمان رضا شاه بر اثر تصمیمی نابجا و ویرانگر، تبدیل به یک زندان و تبعیدگاه شد. در دهها سالی که این کاربری خارک دوام یافت، مردمان بسیاری از جزیره کوچ کردند و در حالیکه جزیرههای جنوب خلیج فارس رو به آبادانی و رونق میرفت، خارک به ویرانهای وهمانگیز بدل شد و تمامی رونق اقتصادی و جایگاه ممتاز خود در خلیج فارس را از دست داد.
در این زمینه بنگرید به کتاب استاد روانشاد کریم کشاورز که خود در سالهای 1332 و 1333 یکی از تبعیدیان خارگ بوده است: چهارده ماه در خارک، انتشارت پیام، 1363.
در سال 1337 عملیات ساخت اسکله نفتی خارک آغاز شد که منجر به احداث بزرگترین پایانه صدور نفت جهان و همچنین بزرگترین خط لوله نفت جهان (از آغاجاری و گچساران/ دوگنبدان تا خارک) شد. اکنون نیز اسکله جزیره خارک مهمترین پایانه صدور نفت ایران است و بجز این تأسیسات گوناگون نفتی دیگر (همچون پتروشیمی) در جزیره وجود دارد. با اینکه انتظار میرفت ساخت و پیدایش چنین تأسیسات بزرگ صنعتی موجب رونق و شکوفایی خارک شود، اما چنین نشد و خارک به دو پاره جداگانه تقسیم شد که باند فرودگاه خارک که از ساحل شرقی تا ساحل غربی درازا دارد، آن دو را از یکدیگر جدا کرد. قسمت کوچکی در شمال شرقی، برای مردم بومی و تمام دیگر بخشهای جزیره از آن شرکت نفت و تأسیسات و شهرکها و خانهها و امکانات وابسته به آن. در جزیره خارک بطور پیشفرض، اختیار تمامی زمینها متعلق به شرکت نفت است، مگر آنکه شرکت نفت تمایلی به تصرف آن نداشته باشند. اکنون کوششهایی در حال انجام است که زمینهای تصرفشده مردم به آنان بازگردانده شود. در مجموع بهرغم بهرهبرداریهای فراوانی که از موقعیت ممتاز جزیره میشود اما از درآمد و محصول آن، آنچنان که باید صرف بهبود جزیره نمیشود.
اکنون به دلیل وجود پایگاههای مهم صنعتی و نظامی، رفتوآمد به جزیره خارک جز برای اهالی و ساکنان آن ممنوع است و کسانی که تمایل به سفر داشته باشند، میباید پیشاپیش دلایل سفر خود را به فرمانداری بوشهر یا بخشداری خارک عرضه و موافقت مکتوب آنان را دریافت دارند. در واقع سفر به خارک نیاز به روادید دارد. شاید بتوان چنین تصمیمی را برای زمان جنگ توجیه کرد، اما تعمیم آن به همه زمانها و برای مدتی طولانی، عقبماندگی و انحطاط را به همراه میآورد. در بسیاری از جزیرهها و کشورهای دیگر خلیج فارس و دیگر نقاط جهان نیز چنین تأسیساتی وجود دارد که در کنار آن توانستهاند کوششهای فراوانی را برای رونق اقتصادی و شکوفایی همه جانبه آن انجام دهند و آنرا به یکی از مقصدهای بازرگانان و گردشگران از سراسر جهان تبدیل کنند. بسا کشورهایی که تنها از همین جزیرههای کوچک تشکیل شده و توانستهاند بخوبی از تمامی قابلیتهای آن استفاده کنند. اگر به قدرت دفاعی و امنیت داخلی و تواناییهای دولت و مردم باور داریم، شایسته است که با الغای این تصمیم و با برنامهریزیهای شایسته و گسترده، جزیره فراموششده خارک را از چنین وضعیت اسفباری خارج کنیم و فرصت دهیم تا شکوفایی همیشگی تاریخی خود را پس از سه ضربه سهمگین (اشغال بیگانگان، زندان و نفت)، دگرباره احیا کند و همچو همیشه تاریخ خود به مانند نگینی زیبا و درخشان در خلیج فارس بدرخشد.

گورصخرهای خارک
گورصخرهایها سالها محل فروش سیلندر گاز بوده و اکنون پاتوغ «اهلالتدخین» است
عکس از: ر. م. غیاث آبادی، اسفند 1386
آثار باستانی
در جزیره خارک آثار و یادمانهای باستانی متنوعی از دورهها، اقوام و مذهبهای گوناگون وجود داشته که مشخص نیست چه مقدار از آنها در کشاکش رویدادهای طبیعی و انسانی از میان رفتهاند. از مهمترین آثار باستانی جزیره میتوان از گور سنگی مشهور به قبر دو خواهرون (گونه آغازین معماری آرامگاه کورش بزرگ که در تپه سیلک و گورستان صرم نیز دیده شده است)، سنگنبشته میخی فارسی باستان، دهها گورصخره و به ویژه دو گورصخره پارتی- پالمیری، چارتاقی در بلندترین بخش جزیره، کلیسای نسطوری، جاده باستانی، آبانبار، آرامگاه میرمحمد حنفی و معمار آن- سید علی بخاری- و نیز صخرهکندهایی نویافته و بینظیر یاد کرد. قبر دو خواهرون با قدمت حدود سه هزار سال، در سالهای اخیر و گویا به اهتمام شرکت نفت که در حال تخریب تپه ماهورها و تبدیل آنها به زمینهای مسطح است، به کلی منهدم شد. همگی دیگر آثار جزیره به دلیل مواجهه با پدیدههای مخرب گوناگون و همچنین نبود پایگاه میراث فرهنگی در معرض استهلاک و نابودی هستند.
صخرهکندهای نویافته
در ماههای اخیر و به همت آقای مهندس شهرام اسلامی، چند صخرهکند در جزیره خارک کشف شده است که با توجه به ویژگیهای ظاهری آنان گمان میرفت دارای کاربری تقویمی باشند. بررسیهای مقدماتی نگارنده، شواهدی از کاربری تقویمی در آنها را نشان نداد، اما ویژگیهای ممتاز دیگری را عرضه میدارند.
نشانگر چهار جهت اصلی
نخستین صخرهکند، عبارت است از چهارضلعیای نیممتری با گوشههای مدور که بر کف زمین و بر روی صخرهای مسطح و مشرف به یک راه قدیمی تراشیده شده است. در میانه نیمه بالایی این نگارکند، نیمکرهای حفر شده و چهار خط چلیپایی به مرکزیت آن تا چهار ضلع مجاور امتداد یافته است.

سمتنمای جغرافیایی، جزیره خارک
عکس از ر. م. غیاث آبادی، اسفند 1386
اندازهگیری با قطبنما نشان میدهد که این چهار خط با دو درجه انحراف شرقی به سوی چهار جهت جغرافیایی، و اندازهگیری با جیپیاس نشان میدهد که این چهار خط ، رو به سوی چهار جهت اصلی دارند (دقت اندازهگیری ~ 15 دقیقه قوسی). در واقع خطوط این شکل، رو به سوی چهار جهت حقیقی و غیر مغناطیسی دارند. نگارنده قدمت این «سمتنما» را که کاربری آن نامشخص است، با مقایسه با دیگر آثار سنگی و همچنین لایههای اکسیدهشده و فرسایش یافته سنگ، در حدود دو تا سه هزار سال تخمین میزند.
متأسفانه بخشی از این صخرهکند بر اثر تخریب و ریزش دیواره سنگی حامل آن از بین رفته است. این رویداد تلخی است که در جزیره خارک به فراوانی بر اثر عوامل طبیعی و انسانی دیده میشود. از آنجا که چنین اثری در ایران کاملاً تازگی داشته و نمونه دیگری از آن در اختیار نیست، جا دارد که برای حفاظت و نگهداری از آن کوششهای فزایندهای انجام شود. به ویژه که به دلیل ویژگی و ارتباطش با وضعیت جغرافیایی منطقه، امکان انتقال آن به موزه یا هر محل دیگری ممکن نیست و موجب از بین رفتن مشخصه جهتیابی آن میشود.
نـردهای سنگی
دیگر نگارکندهای نویافته خارک عبارت است از گودالهای کوچکی با قطر چهار تا ده سانتیمتر که با ترکیبهای گوناگون و متنوعی بر کف زمین و بر روی صخرههای مرجانی ساحل شمالغربی جزیره کندهکاری شدهاند. این نقشها در جایی ساخته شدهاند که دارای زمینی صخرهای و مسطح و مرتفع و دارای چشماندازی عالی به دریا است.
